
آمدم عنوان را بنویسم روزگارِ سگی ، دلم نیامد چند وقت است که دلم پر شده و می بینم که نمی توانم کسی را در غصه هایم شریک کنمخانواده ام که گناه دارند اگر غصه بخورند ، بگذار فکر کنند من خوشحالم و به من خوش می گذرد خاهرم خیلی حساس است ، زود به گریه می افتد ، زود می شکند ، دلم برایش می سوزد ، مادرم را که هم نگو ، معده اش درد میکند ، کبدش هم که دکتر گفته چرب است ، پلاکت خونش هم آمده پایین ، کلا رنگ و ر...
ادامه مطلب