خرید بک لینک
به به به به ، امروز اولین روز ترم سومه ...

همه چی بظاهر خیلی خوبه ، اما پاییز اومده ، ته ته دلم یه جورایی دلگیره ...

وبلاگ دانشگاه کلمه وبلاگ شروع کلمه شده در حالیکه من ترم پیش تو امتحانام گند زدم .

شاگرد اول که نشدم هیچ ، احتمالا شاگرد دهم هم نمیشم .

به سمیه می گم ، سمیه من از این دختره که شاگرد اول شده خیلی بدم میاد .

اون اومد و جای منو گرفت .

سمیه می گه ... رویا حسود نباش ...

من میگم حسود نیستم . نمیخام کسی تو درس و وبلاگ دانشگاه کلمه و تخصص از من جلو بزنه

من میخام شاگرد اول باشم همیشه .

بعد پیش خودم غصه می خورم ... چرا نتونستم شاگرد اول شم ... بعد خنده ام میگیره ... من انگار برگشتم کلاس اول دبستان . همون دلهره همیشگی روزهای اول مدرسه را هنوز هم دارم .

اما میخام تلاشم را بیشتر کنم .

این ترم میخام دوباره من شاگرد اول شم ...

دیروز وبلاگی را که برای بلور درست کرده بودم بهش دادم .

MYLITTLESTORY.NILOBLOG.COM

بلور خیلی خوشحال شد و گفت وای مامان تو چقدر باسوادی ....

و من می دونم که من با سواد نیستم . من خیلی چیزها بلد نیستم . از خیلی از همکارام عقب هستم .

دارم میرم وبلاگ دانشگاه کلمه اما ماشین ندارم . ماشین زیبا و خوشرنگم را مفت از دست دادم . من با داشتن شوهر بی عرضه ای که حتا بلد نبود یک ماشین بفروشد روزهایم را شب می کنم . من روزی صد بار و شبی هزار بار از دست بی کفایتی او دق میکنم ... اما نمی میرم . .. من زنده ای هستم که روزانه بارها بارها می میرم ... من نقابی هستم برای دلخوشی فرزندانم ... من شاید اصلا وجود ندارم ... شاید در همان روزهای اول وبلاگ شروع کلمه بدبختیم مردم .

من گاهی خیلی حس تنهایی دارم .

من دلم خیلی گرفته ..

هوای عاشق کش پاییز من را از خود بیخود می کنه

به برگهای شمشادها نگاه می کنم که با وزش باد ، آرام میلرزند و دلم عشق می خواهد .

و باز وجدانم ....

من دلم یک چیزی می خواهد که روزهای جوانی را به من برگرداند .

من دلم گرفته . من ماشینمو می خام .

برچسب: نویسنده: کوروش قنبری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:42

صفحه بندی