خرید بک لینک
زاهد بودم ، ترانه گویم کردی

سرحلقه ی بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین باوقاری بودم

بازیچه ی کودکان کویم کردی...

این نوشته ی وبلاگ مولانا کلمه ست در وصف شور و حالش بعد از آشنایی با شمس تبریزی...

و من سری به زندگینامه ی وبلاگ مولانا کلمه زدم ...

وبلاگ مولانا کلمه متولد مهر ماه سال 604 هجری قمریه . وفاتش سال 672 هجری قمریه ، یعنی حدود 768 سال پیش فوت کرده ... ، سال 642 شمس تبریزی به قونیه میره و با وبلاگ مولانا کلمه ملاقات می کنه و بعد از این ملاقات سبک زندگی و رفتار وبلاگ مولانا کلمه عوض می شه ...

و من فکر می کنم چه ارتباط عمیقی بین این دو نفر بوده ؟ بعد از آشنایی دو بار شمس تبریزی بیخبر از مولانا قونیه را ترک می کنه و مولانا بارها دنبالش می گرده ... آنقدر می گرده و می گرده و پیدا نمی کنه ، شیدای شهر میشه ... هنوزم دقیقا معلوم نیست شمس تبریزی بعد از ترک کردن مولانا به کجا رفت . .

"شیدایی مولانا

مولانا در دوری شمس تبریزی ناآرام شد و روز و شب به سماع پرداخت و حال آشفتهاش در شهر بر سر زبانها افتاد.

روز و شب در سماع رقصان شد بر زمین همچو چرخ گردان شد

مولانا به شام و دمشق رفت اما شمس را نیافت و به قونیه بازگشت. او هر چند شمس تبریزی را نیافت؛ ولی حقیقت شمس تبریزی را در خود یافت و دریافت آنچه که او در پی آنست در خودش حاضر و متحقق است. مولانا به قونیه بازگشت و رقص و سماع را از سر گرفت و جوان و خاص و عام مانند ذرهای در آفتاب پر انوار او میگشتند و چرخ میزدند. مولانا سماع را وسیلهای برای تمرین رهایی و گریز میدید. چیزی که به روح کمک میکرد تا در رهایی از آنچه او را مقید در عالم حس و ماده میدارد پله پله تا بام عالم قدس عروج نماید. چندین سال گذشت و باز حال و هوای شمس تبریزی در سرش افتاد و به دمشق رفت؛ اما باز هم شمس تبریزی را نیافت و به قونیه بازگشت." "ویکی پدیا"

و من که در پی راهی برای رسیدن به خدا هستم با خودم تکرار می کنم ... عرفان ... سماع ... مولانا ... عشق .... مراقبه .... عرفان ...

کاش از امروز نمازم را بخوانم . حتی یک بار در روز ...

وه که پاییز آدم را عاشق می کند .

دلم گرفته . دیوارهای این اتاقک امروز خوشحال نیستند . نمیدانم آنها چه میدانند که من نمیدانم .

من فکر می کنم که دلم میخواهد بیشتر بدانم ...

دیروز با ماشین جدید رفتم دانشگاه . از بالارفتنش تو سربالایی و سختیهایی که متحمل شدم هیچی نمیگم

فقط میگم خدایا شکرت ... ممنونم ... عاشقتم ... آی خداجون بیا بغلم ...

برچسب: نویسنده: کوروش قنبری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:42

صفحه بندی