تا کی بنشینم تو بیایی به شکارم؟
تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم
یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم
لب های تو خوب است ، نفس های تو خوب است
عطر تو که هر وقت می آیی به کنارم
جایی بده در زندگی ام جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم
من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی است
هرسو بروم باز به موج تو دچارم
غرقم کن وصیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم .
شاعر: شیرین خسروی
برچسب: شعر,شعر غزل,شعر عاشقانه,شعر حب,شعر عن الحب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر عن الاب,شعرية,
نویسنده: کوروش قنبری