خرید بک لینک
آهوی توام ، بره ی بی صبر و قرارم

تا کی بنشینم تو بیایی به شکارم؟

تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم

یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم

لب های تو خوب است ، نفس های تو خوب است

عطر تو که هر وقت می آیی به کنارم

جایی بده در زندگی ام جان و تنم را

یا راه نشانم بده تا جان بسپارم

من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی است

هرسو بروم باز به موج تو دچارم

غرقم کن وصیدم کن و بر خاک رها کن

من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم .

شاعر: شیرین خسروی

برچسب: شعر,شعر غزل,شعر عاشقانه,شعر حب,شعر عن الحب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر عن الاب,شعرية, نویسنده: کوروش قنبری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 3:29

صفحه بندی